۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۹, پنجشنبه

یکاولنگی نیستم.....


حدود چهار الی پیج هفته قبل به مصاحبه ای از طرف موسسه ای که در بخش زراعتی دربامیان کار میکرد دعوت شدم، من هم مانند خیلی از جوانان متفاضی کار خوشحال به سوی موسسه مذکور برای مصاحبه رفتم. در حریان مصاحبه یکی از داوران از من پرسید: "همشیره از کدام منطقه هستی؟" جواب دادم از بامیان ولسوالی ورس. همین اقای به ظاهر داور به گفته خودش بی تعصب با تعجب گفت:" از یکاولنگ نیستی ؟! من فکر کردم که تو از یکاولنگ هستی!". بعد این سوال به خودم گفتم کار را خراب کردی نباید میگفتی از کجا هستی، باید زبان به دهان میگرفتی تا اینکه زبان سرخت سر سبزت را بر باد ندهد. این قضیه را به باد فراموشی سپرده بودم تا سه روز پیش که از همان دفتر با من به تماس شدند،  در جریان مکالمه از بین گپ وگفت ها فهمیدم که خانمی از یکاولنگ که فارغ التحصیل از رشته روانشناسی است موفق شده است تا در این دفتر کار کند، ناراحت از اینکه چرا یکاولنگی نیستم با عصبانیت تمام به بعضی از دوستان در این مورد صحبت کردم از قضا آنها دوستانی در این دفتر داشتند و راه را بر من باز کردند که من دوباره به مصاحبه برای پست کارمند ساحوی اش بروم، من هم بعد از صنف برای مصاحبه رفتم ولی باز هم نتیجه نامعلوم است که چه خواهد شد؟  ای کاش چند تا تذکره از همه ولسوالی های بامیان میداشتم که.....

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر